|
|
|
|
|
اه ... اه اي خانه ي ويران من تا ابد جا مانده اي در ياد من
قامتم خم ميشود بر خاك تو مي زنم بوسه به روي پاك تو من تو را اباد ميسازم وطن من برايت ميدهم اين جان و تن من برايت قصه مي گويم ز ايران كهن از زنان و مردماني خوش سخن روزگاري خاك ما آباد بود از همه نيرنگ ها آزاد بود روزگاري راستي در دين ما جشن و شادي و سرور ، آيين ما هم وطن بيدار شو ، بيدار شو در تن ايران فروشان خار شو مشت باش و بكوبش بر دهان بر دهان خائنان اين زمان روزگاري را ز ديرين ياد كن بر فراز قله ها فرياد كن : من تو را آباد ميسازم وطن من برايت ميدهم اين جان و تن .. ( عارفه) تقدیم به همه ی پارسیان با تشکر از دوست خوبم عارفه که این شعر را سرود
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 14:0 توسط يك پارسي
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان این بار آپ کردم خداحافظی کنم. دلیلش گفتنش خیلی واسم سخته!توی این یک سال تلاش خودمو کردم که وبلاگی خوب مدیریت کنم قضاوتش با شما. خوب دوستان خداحافظ همتون پاینده باد ایرانم که جام فدای اوست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 13:10 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
در این بخش آخرین پست را در باره ی بزرگ مرد جهان کوروش بزرگ میگذارم.
وصیت نامه کوروش بزرگ "برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید ."منتظر نظرات شما در باره این پست هستم" ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:4 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
بخون و به ایرانی بودنت افتخار کن
به مرام ایرانی -غیرت ایرانی و نیاکانت تمامي سخنان پدرم در گوشهايم سنگيني مي كرد او از من خواسته بودكه يونانيان فاسد را تنبيه كنم ولي به من نگفت چگونه؟...؟ *البته اين رو بايد بگم كه اين تكست رو براي من ميل كردند و منبع ندارد* ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:11 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ متن کامل ( عبارتهای داخل ابرو از این مترجم است).( سطر نخست ناخوانا)سال آغاز پادشاهی، (556/ 555 پیش از میلاد) . . . او بلند کرد. شاه را بردند . . . تا بابل .
ادامه متن در ادامه مطالب (نظر یادتون نره) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 17:24 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:44 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بودهاست. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقهای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزیهای دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در انجیل به عنوان آزادیدهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شدهاست
برای خواندن بقیه مطلب به ادامه مطالب بروید:( نظر یادتون نره) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 16:35 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی ' اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود . هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . اافسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 20:9 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
متن منشور حقوق بشر کوروش بزرگ
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 18:17 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
نماد میهنی :از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان میدهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند. نماد دین زرتشتی ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکرهای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بنمایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد. در نگاره فروهر دو نیروی همیستار (مخالف) «سپنتامینو» (نشانه خوبی) و«انگره مینو» (نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او میرود به انگره مینو پشت کردهاست و لازم به ذکر است فروهر الگو و سنبل ایرانیان و زرتشتیان است ویژگیها ۱- چهره فروهر همانند آدمی است، از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد. ۲- دو بال در پهلوها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد پندارنیک، گفتارنیک، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است. ۳- در پایین تنه فروهر سه بخش، پرهایی بسوی پایین است، که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست و یا پست هستند. از اینرو آنرا، آغاز بدبختیها و پستی برای آدمی میدانند. ۴- دو رشته که در سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شدهای دیده میشوند، در کنار بخش پایینی تنه هستند که نماد سپنتا مینو و انگره مینو هستند، که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. این رشتهها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند؛ این نشانه آن است که آدمی باید به سوی سپنتا مینو (خوبی) پیش رود و به انگره مینو (بدی) پشت نماید. ۵- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این نشان، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد. ۶- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایس اهورمزدا و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی است. ۷- در دست دیگر گردی (حلقهای) دارد که نشانه وفاداری به عهد و پیمان، و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:8 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من قرار نبود به این زودیا آپ کنم ولی دلم نیومد این پست رو نذارم آخه خیلی قشنگه
اولین سرود ملی ایران رو میگم . واسه دنلود گذاشتمش. دانلود نکنی از دست میره |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 19:37 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به تو ای هم وطن در پی به جریان انداختن دوباره ی سد سیوند و زیر آب رفتن مقبره کوروش بزرگ فورا به آدرس زیر رفته و اعتراض خود را بیان و ان را امضا کنید. خواهش میکنم امضا کنید http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=83c3441c-f275-4e5e-a596-991720392ca7 بیدار شید ای مردم تا کی می خواهید ساکت بنشینید و بگذارید ارزش های ملی ایران را این مزدوران بر باد دهند. از یک طرف ادعای عرب ها نسبت به مالکیت خلیج فارس و ۳ جزیره ایران و از طرف دیگر سد سیوند و زیر آب رفتن مقبره ی پادشاه پارسیان کوروش بزرگ. آه.......... که این مردم پارسی خواب هستند. افسوس که این قوم پارس که زمانی ابرقدرت جهان بودند حالا همانند یک موش به از ترس به خود لرزیدند که حتی حاصر نیستند از تمدن کشور خود دفاع کنند. ايران نگاه كن
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:53 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:18 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
شاهنشاهی ایران یا امپراتوری ایران یکی نخستین و بزرگترین شاهنشاهی جهان بود. این تمدن با ورود آریایی ها از سمت شمال به فلات مرکزی ایران ریشه گرفت. پایه گذار این شاهنشاهی کوروش کبیر، شاهنشاه هخامنشی بود. وی بنیانگذار نخستین منشور حقوق بشر در دنیای باستان و یکی از مشهور ترین پادشاهان هخامنشی است. برخی گفته اند کورش نام سلسله شاهنشاهی خود را از نیای خود هخامنش گرفته بود. شاهنشاهی ایران از میاندو رود (بین النهرین) تا مصر و از دریای پارس (خلیج فارس) تا آسیای میانه را در بر می گرفت. این شاهنشاهی حدود 200 سال پا برجا بود. آخرین پادشاه آن داریوش سوم هخامنشی بود. کلمه هخامنش به نظر میرسد( حق+آ+منش) باشد یعنی سلسله ای که دارای منش ومرام حقیقت دوستی بودند وآئین حق پرستی داشتند
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:42 توسط يك پارسي
|
|
||
|
|
|
|
|
هَخامَنِش نام کسی است که دودمان هخامنشی خود را به نام او میخواندند. واژه هخامنش معنای دارنده اندیشه راست را میرساند. هخامنش میباید نیای بزرگ هخامنشیان و سرپرست طایفه پاسارگاد بوده باشد.اخلاف او سرانجام به تاسيس شاهنشاهی نیرومندی در آسيا موفق گردیدند که از ۵۵۹ پ.م. تا سال ۳۵۹ پ.م. دوام آورد. وی نیای کوروش بزرگ است. هخامنش شاه انسان بوده و در حمله اي که تعدادي از جنگجويان پارسي برعليه تعدادي از سربازان سناخريب پادشاه آشور ترتيب داده بودند سرکردگي آنان را بر عهده داشت. حکومت هخامنش در آنشان درست در زماني بود که طايفه ديگري از آريايها(مادها) در غرب ايران در حال تشکل قدرت مقتدري بودند. بعد از هخامنش حکومت آنشان به فرزندش چا ايش پيش رسيد.در سايت آقاي اميرحسين خنجي به آدرس www.Irantarikh.com. درباره پيدايش هخامنشيان چنين آمده است : « طبق نوشته هاي هرودوت، هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده اند كه در پارس اقامت داشته اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده است» « نامدارترين رئيس اتحاديه قبائل پارس در نيمه قرن ٧ پ م چيش پيش دوم است كه تا سال 640 پ م رياست قبائل پارس را در دست داشت. او چيش پيش پور كوروش پور كمبوجيه پور چيش پيش پور هخامنش بود، كه همه شان رؤساي قبائل پارس بودند. اگر براي هر كدام از اينها حدود ٤٠ سال در نظر بگيريم، ميتوان گفت كه در زماني كه پارسها در منطقه پارسواي مذكور در سند آشوري (يعني سال 834 پ م ) اقامت داشته اند، رياستشان در دست هخامنش بوده است.» « هخامنشيان نام دودماني پادشاهي در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به « هخامنش» مي رساندند كه سركرده طايفه پاسارگاد از طايفه هاي پارسيان بوده است. هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودندولي با شكستي كه كوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به شاهنشاهي بزرگي شد. از اين رو كوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي مي دانند.» « به قدرت رسيدن پارسي ها و سلسله هخامنشي (550-330 قبل از ميلاد) يكي از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس كردند كه دنياي قديم را به استثناي دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهي هخامنشي را نخستين امپراتوري تاريخ جهان مي دانند. مهم ترين سنگ نوشته هخامنشي از نظر تاريخي و نيز بلندترين آنها، سنگ نبشته بيستون بر ديواره كوه بيستون است. سنگ نوشته بيستون بسياري از رويدادها و كارهاي داريوش اول را در نخستين سال هاي حكمراني اش كه مشكل ترين سال ها حكومت وي نيز بود. به طور دقيق روايت مي كند. اين سنگ نوشته عناصر تاريخي كافي براي بازسازي تاريخ هخامنشيان را داراست» و همچنين در سايت مذكور مذكور درباره شخصيت كوروش هخامنشي آمده است كه : « همه نشانه ها بيانگر آنست كه هدف كوروش از جنگ و كشور گشائي ايجاد يك جامعه جهاني مبتني بر امنيت و آرامش و دور از جنگ و ويرانگري بوده است. كوروش در لشكركشيها و پيروزيهايش با ملل مغلوب در نهايت بزرگواري رفتار كرد، و عناصر حكومتي پيشين را مورد بخشايش قرار داده در مقامهايشان ابقا كرده مطيع و منقاد خويش ساخت » «كوروش بزرگ با ايمان استواري كه به اهورامزدا داشت جهانگشايي را به هدف برقرار كردن آشتي و امنيت و عدالت و از ميان بردن ستم و ناراستي انجام ميداد، و در فتوحاتش به حدي نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشي و مهر و عطوفت نشان داده بود كه داستان رأفتش به همه جا رسيده بود» پاسارگاد نام يك آثار باستاني مشهور در منطقه بوده كه مورد علاقه و توجه جهانيان بويژه علاقه مندان به ميراث ملل مي باشد،بر اين مبنا استانداري و وزارت كشور بعد از تصميم به ايجاد شهرستان در آن منطقه و براي برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و ياد پاسارگاد در سطح ايران و جهان ترجيح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جديدالتأسيس قرار دهد» از زماني كه شهرستان پاسارگاد تأسيس گرديده است و نام پاسارگاد در رسانه هاي ملي و بين المللي به عنوان يك شهرستان مطرح گرديده است و در نظر گرفتن تعداد بازديدكنندگان داخلي و خارجي از پاسارگاد نسبت به زماني كه هنوز نام پاسارگاد در قالب شهرستان برجسته نشده بودكاملاً چشم گير و بي نظير بوده است از طرف ديگر بانيان احداث مجموعه پاسارگاد ، دولت هخامنشي بوده است كه مسئولين محترم وزارت كشور و استانداري با تأسيس بخش هخامنش در برجسته تر نمودن آثار كوروش هخامنشي تلاش مضاعفي از خود نشان داده است چرا كه فرزندان هخامنش پس از كسب قدرت و تشكيل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئيس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاري كرده اند و اين امر نشان دهنده احترام و جايگاه بلند هخامنش در بين قبائل پارس بوده است كه مسئولين محترم وزارت كشور و استانداري فارس با نكته سنجي و ظرافت تمام اين مسئله را مورد توجه قرار داده اند. با تشکر از طوقی که این مطلب را در اختیار این وب گذاشت
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 16:44 توسط يك پارسي
|
|
||